دشت سرسبز

یه دشت سرسبز،  یه رود پرآب

یه سد محکم،  داشتیم تو سیلاب

ما از خوشیها،  دلامون آزرد

سد رو شکستیم،  دنیا رو آب برد

حالا از اون در و دشت،   چیزی نمونده باقی

انگار از این میخونه،   صدساله رفته ساقی

حالا غم ما قدر یه دریاست،   جایی که باید دل به دریا زد همین‌جاست

نه کار ایناست، نه کار اوناست . . . از این و اون نیست، از ماست که بر ماست!

/ 10 نظر / 18 بازدید
K.2.H.S

سلام! از این که آپ کردی خوش حالیم! ولی بد نیست یه کم واضح تر درباره ی موضوع شعر بگی... آخه یه کم استعاره های مشکوک داره! ۲۲ بهمن مبارک... بای

علی۹۹

در توضیح کامنت کماندوها: نبايد واضح بگم دیگه! خب احتمالا درست حدس زدی کلا شعر مشکوکه حالا هرکس می‌تونه تعبير خودش رو داشته باشه ولی فکر کنم تعبير من مشخص باشه!

کامبیز

دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را.... ما انقلاب کردیم یا...... خوشحالم که به روزی علی جونم..... نه به اون شوری شور نه بی این بی نمکی!!!!![نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند] روز عشق رو به همه عاشقان تبریک می گم هرچند ما خودمون اسپندارمزد داریم!!!!! سبز باشی و آرزومند آرزوهایت.....

علی99

خوبه ... گذاشتی![نیشخند] یادش بخیر[نیشخند][زبان] غزلی بود از خواجه کامبیز بن حافظ تهرانی![نیشخند]

عطش کوچ

بر بال نگه کرد وپر خویش در او دید ... گفتا زکه نالیم که از ماست که بر ماست.. بسیار زیبا بود...

بهاره

سلام علي جان خوبي شرمنده راست مي‌گي من دوباره اين ورا كم مي‌يام ولي آن طرف رو به روز ميكنم . خوبه كه دوبار آپديت كردي من كه يك زماني هر روز بعد هفته به هفته بعد ماه به ماه حالا هم كه............... اميدوارم هميشه موفق باشي

کامبیز

دهقان فداکارپيرشده،چوپان دروغگو عزيزشده، شنگول و منگول گرگ شدن، کوکب حوصله ی مهمون رو نداره، کبری تصميم گرفته دماغشو عمل کنه، روباه و کلاغ دستشون توي يک کاسه است،حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوي يک شرکت آبدارچي شده،آرش کمانگيرمعتاد شده، شيرين،خسرو و فرهادو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي، رستم و اسفندياراسباشونو فروختن و باموتور ميرن کيف قاپي!راستي سر ما ايرانيها چه آمده!!!!!!!!!!!؟

مريم پاییزی

[گل] سلام خیلی وقته دیگه سر نمیزنی به من..... [ناراحت]

afagh

دوباره آسمون تا صبح تموم شب رو باریده تموم شهر آرومه خدا انگار خندیده کسی یک جای دنیا باز لب عشقش رو بوسیده