WOODYWIN | پنجره چوبی

بهانه : امتحان
نویسنده : علی آبادزاده - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۱٠/٢٢
 

۱. برای تاخير دوماهه ام يک بهانه بيشتر نميارم درس داشتم و امتحان . امتحان ! عجب واژه ی ثقيل و خوف انگيزيه !      ابن سينا گفته : اگر برای خطا هزار و يک دليل هم بياوری ميشود هزار و يک خطا .

۲. يه ضرب المثل کوبايی ميگه : « چاپلوسی هم گوينده رو فاسد ميکنه و هم شنونده رو .‌ »               ياد يکی از  بچه های آنتن کلاسمون افتادم . اسمش رو نمی برم (س.س) ولی از نظر خالی بندی و چاپلوسی و مخابره اخبار تو دنيا نظير نداره !

۳. دو تا داستانک زيبا :

بزبز قندی --->  گرگ طبق عادت قديم خود  پسرش را به خانه بزبز قندی فرستاد . پسر بعد از ساعتی دست خالی برگشت و پ از آن روز نه غذا خورد و نه حرف زد . گرگ جوان   عاشق حبه انگور شده بود .    حسين خزدوز

تله --->  مامان موشه ، به دختر کوچولوش ، موش موشک ، درس می داد : موش موشک آهسته برو آهسته بيا که گربه شاخت نزنه .

اما موش موشک آنقدر حواسش پی شاخ گربه بود ، که افتاد تو تله آقا موشه !     آرين دخت   فرنادپور

درباره داستانک ها نظر بدهيد .

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۱ ديماه ۱۳۸۳


 
comment نظرات ()