WOODYWIN | پنجره چوبی

اقبال و نيچه
نویسنده : علی آبادزاده - ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/٢٢
 

   اقبال لاهوری در « جاويد نامه » به كمك مرادش مولانا و زروان كه به شكل يك فرشته خودش را نشان مي دهد و روح زمان و مكان است از زمين بلند مي شود، به افلاك مي رود و با ارواح پاك و اهريمني برخورد مي كند و از آن ها درباره حال و روزشان سوال مي كند. جالب ترين قسمت اين سفر معنوي آن جا است كه اقبال در آسمان ها نيچه را ملاقات مي كند. از نظر حكيم لاهوري نيچه فيلسوفي ويران گر است كه حباب انديشه هاي مادي غرب را نابود كرده و درست مثل يك قهرمان ، غرب را به زانو در آورده است. اقبال معتقد بود كه اگر چه سخنان نيچه در ظاهر كفر آلود است، اما او در واقع مومن است و برخلاف عقلش كه خدا را انكار مي كند قلب او به وجود خدا ايمان دارد. در جاويدنامه هم اقبال پس از گذشتن از آسمان هفتم در افلاك نيچه را مي بيند و وقتي كه از مولانا درباره او سوال مي كند، پير رومي جوابش را در چند بيت اين گونه بيان مي كند :
عاشقي در راه خود گم گشته اي
سالكي در راه خود گم گشته اي
آن چه او جويد، مقام كبرياست
اين مقام از عقل و حكمت ماوراست
او به لا درماند و تا الا نرفت
از مقام عبد هو بيگانه رفت
ورنه او از خاكيان بي زار بود
مثل موسي طالب ديدار بود


 
comment نظرات ()